شرلوک

چت میکردم و این باعث فراموشیه بسیار شده بود 

تا حدی که  رمز ساده ی گوشیمو یادم میرفت 

عزم رو جذب کردم که کلا هر نوع دودی رو بزارم کنار  

و واقعا هم حافظم شروع کرد به برگشتن 

متوجه خیلی چیز هایی که نمیشدم شدم 

حالا چرا عنوان این پست شده شرلوک رو میگم برات 

در صد اون ماجرای  فراموشی ..موبوگرام رو دچار تایید دو مرحله ای کرده بودم و اصلا هم پسوردش یادم نمیومد فقط میدونستم چیز مهمی هست که همش توی ذهنم مرورش میکنم واس خودم 

و نمیتونستم باور کنم دستی دستی مغزمو به فاک دادم و هیپوتالاموسم احتمالا دیگه از کار افتاده و چیزی رو به یاد نمیاره :| ( الکی مثلا حالا من میدونم هیپوتالاموس چیه و کدوم وره مغزه)

بعد از مدت ها یادم افتاد من به سریال شرلوک علاقه ی  شدیدی دارم  و به سرعت رفتم  قسمت اول و دوم از فصل چهارم که ندیده بودمشون رو دان کردم و یه هوا چیبس و ماست زدم زیر بغلم که عاررررره اگه قرار باشه چیزی اتفاق بیوفته کاره خوده جناب کمبریج هست! 

جالب بود تو قسمت دوم ازین فصل شرلوک چت و مست و ملنگ وار همه چیای کوچیک و بزرگ رو از یاد میبره و دقیقا حالاتی که من داشتم  تو رفتارش میدیدم !د لامصب  چرا باید من با تو اینقدر حس همزاد پنداری کنم؟؟؟ چراااا؟!  عاخه  وقتی رو چیزی زیاد فکر میکنم دردم میگیره و اونم دقیقن همین جوری میشد 

خلاصه اینکه  وقتی تموم شد  سرمو عاوردم بالا و به این فکر کردم که بیا و اسم شرلوک رو بزن برای عبور از تایید دو مرحله ای 

!!!! 

Sherllok

 و فاااک بهش ...باز شد !!!!!!!!!!!! 

بعد از چن ماه !

شت و دیگر هیچ !

تو نمیدونی چه حس بلقوه ای به منه اوسکول دست داد 

اصن پاره شدم و رها مثله وقتی که خلبان  هواپیما رو با ترن هوایی اشتباه گرفته بود و منو    توی ذرات اتمسفر متلاشی کرد ! 

  اصن دنیای کوچیکه بزرگه منو درک نمیکنی 

من تا عاخر عمر باید سینگل به گور شم ..از بس روان پریشم و کسی نمیتونه تحملم کنه 


ارسال دیدگاه برای این مطلب
آرشیور مطالب
آمار وبلاگ
کل مطالب : 10
کل نظرات : 0
بازدیدکنندگان امروز : 1
بازدیدکنندگان دیروز : 0
بازدید امروز : 10
بازدید دیروز : 0
کل بازدیدکنندگان : 2
کل بازدیدها : 11